لسان الملك سپهر

2151

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

فقال : إنّها دار بلاء و ابتلاء و انقطاع و فناء فإذا التبست عليكم الامور كقطع اللّيل المظلم فعليكم بالقرآن فإنّه شافع مشفّع و ما حل مصدّق ، من جعله أمامه قاده إلى الجنّة ، و من جعله خلفه ساقه إلى النّار ، و من جعله الدّليل يدلّه على السّبيل و هو كتاب فيه تفصيل و بيان و تحصيل ، هو الفصل ليس بالهزل و له ظهر و بطن ، فظاهره حكم اللّه و باطنه علم اللّه تعالى فظاهره أنيق و باطنه عميق له تخوم و على تخومه تخوم ، لا تحصى عجائبه و لا تبلى غرائبه ، مصابيح الهدى و منار الحكمة ، و دليل على المعرفة لمن عرف الصّفة . فليجل جال بصره و ليبلغ الصّفة نظره ينج من عطب و يتخلّص من نشب فإنّ التّفكّر حيوة قلب البصر كما يمشي المستنير في الظّلمات بالنّور فعليكم بحسن التّخلّص و قلّة التّربّص . خلاصه معنى اين كلمات آن است كه : على عليه السّلام مىفرمايد كه : رسول خداى ما را خطبه كرد و فرمود : اى مردم همانا شما در دار انقطاع دريد و شتاب زده در كار سفريد ، نگريسته‌ايد كه روز و شب و ماه و خورشيد فرسايش « 1 » هر جديد ، و درآرندهء هر بعيد و رساننده هر بيم و اميدند ، پس بعد مسافت را بسيج سفر كنيد . اين هنگام مقداد بن الاسود بر پاى خواست و عرض كرد : يا رسول اللّه ما را به فرمان مىكنى ؟ تا امتثال كنيم . فرمود : دنيا دار بلا و ابتلا و انقطاع و فناست ، چون بر شما احكام شريعت مانند شب تيره پوشيده ماند ، حلّ مشكلات و رفع معضلات را به قرآن بجوئيد ، چه قرآن شفاعت‌كننده و شفاعت پذيرفته و صادق و مصدق است ، هر كه قرآن را از پيش روى بدارد به جنّتش رساند و آن كس كه از پس پشت بيندازد به دوزخش كشاند ، و هر كه را قرآن دليل راه باشد به راه راست دلالت كند ، قرآن كتابى است كه حق از باطل و جد از هزل « 2 » پديد كند ، ظاهرش همه حكم خدا و باطنش علم خداوند است ، پس ظاهرش شگفت و شگرف ، و باطنش عميق و ژرف است ، آن را حقايق و اصولى است و هر حقيقت را نيز حقايقى است ، عجايب آن شمرده نشود و غرائب آن فرسوده نگردد ، و چراغ هدايت و ضياء حكمت و دليل معرفت است براى آن كس كه شناساى صفت گردد ، پس مرد بايد ديده را روشن كند و به صفات خداوند بينا گردد تا از هلاكت خلاصى جويد ، همانا تفكر در صفات خداوند قلب بينا را

--> ( 1 ) . فرسايش : مشتق از فرسودن به معنى محو و نابود كردن است . ( 2 ) . هزل : شوخى .